آهنگ های بابک جهان بخش
عکس ماشين , دختران ۱۴ ساله , ﻋﻜﺲ ﺗﺎﻳﻠﻨﺪ , دانلود آهنگ واویلا شهرام شب پره , فیلم ماشین ایرانی , عکس زن خیلی بی حجاب , عکس های گل , دانلودآهنگ ایده آل بابک جهانبخش , ژاکت دخترانه , منزل عروس در دبی 
آخرين مطالب
لینک های مفید

|
|


 

 

ماه تولد

فال روزانه - دوشنبه 09 آبان 1390

بز

 فال روز متولدین فروردین: شما طوری در مورد خود حرف می‌زنید كه انگار همه چیز خیلی عالی است، اما مثل اینكه مشكلاتی هم وجود دارد. شما خیلی با مسائل حاشیه‌ای و جزئی درگیرید كه از حل كردن آنها هم اجتناب می‌كنید، بنابراین سعی كنید كه چیزهایی كه برایتان ارزشمندند را از دست ندهید. حتی اگر وسوسه می‌شوید كه استراحت كرده و بقیه روزتان را با فكر كردن سپری كنید، ولی الان باید بر روی فهرستی كه از وظایفتان تهیه كرده‌اید تمركز كنید.

گاو

فال روز متولدین اردیبهشت: وقتی كه سیاره ونوس در نشانه ماه سنبله تحلیل‌گر و همچنین در پنجمین خانه شما، یعنی خانه عشق قرار می‌گیرد، شما به سوی خیال‌پردازی و رویا پردازی كشیده می‌شوید. اما امروز ارتباطش با نپتون تیره و تاریك می‌تواند باعث آشفته شدن افكار شما شده و شما را تشویق كند كه خواسته‌هایتان را فراموش كنید. شما زیاد به خودتان مطمئن نیستید، بنابراین امكان دارد تصمیم نادرستی بگیرید. هم اكنون به جای اینكه به غرایز خود اطمینان كنید، بر پایه واقعیت تصمیم گیری كنید.

ارديبهشت دوقلوها

فال روز متولدین خرداد: امروز روز رضایت بخشی نخواهد بود، چرا كه شما فكر می‌كنید زندگی دیگران از شما بهتر است. شما از تصویری كه در ذهن خود مجسم كرده بودید دور افتاده‌اید و نمی‌توانید به تكامل برسید. اگر شما نتوانید به خاطر داشته‌های خود شكرگزار باشید، مطمئناً ناامید خواهید شد. یادتان باشد كه آشفته شدن ذهنتان برای اینكه بفهمید باید دیدتان را مثبت كنید كفایت می‌كند.

خرداد خرچنگ

فال روز متولدین تیر: اگر یكی از دوستان نزیك شما بخواهد بر خلاف حدودی كه شما برای خود تعیین كرده‌اید خودش را بالا بكشاند و پیشرفت كند، شاید شما از نظر احساسی خودتان را كنار بكشید و یا شاید فقط به طور كامل از این شرایط فاصله بگیرید. شما با این نوع رابطه احساس راحتی می‌كنید و البته به تغییراتی كه صمیمیت بیشتر در زندگی‌تان پدید می‌آورد اطمینان ندارید. اگرچه شما راحت‌تر هستید كه مشاهدات خود را نادیده بگیرید، اما بهتر است در مورد نگرانی‌های خود با دیگران صحبت كنید.

تير شير

فال روز متولدین مرداد: شما امروز خیلی احساس ناامنی خواهید كرد، بخصوص اگر یكی از دوستان نزدیكتان و یا شریكتان با بهتر جلوه دادن چیزهایی كه خیلی هم خوب نیستند شما را خوب راهنمایی نكند. اگرچه شما هم اكنون می‌توانید به وضوح ببینید كه یكی از اطرافیان‌تان تلاش می‌كند شما را بفریبد، اما امكان دارد دلیل این عصبانیت اخیر شما بیشتر ترس‌های خودتان باشد نه رفتار آنها. پس قبل از اینكه عجولانه تصمیم بگیرید، تمام حقایق را بررسی كنید.

مرداد

فال روز متولدین شهریور: شما امروز مطمئن نیستید كه چه چیزهایی برایتان بیشترین اهمیت را دارا هستند، چون كه شما موقتاً توانایی تجزیه و تحلیل كردن اتفاقات و تشخیص دادن دروغ از واقعیت را از دست داده‌اید. درحال حاضر شما واقعاً می‌خواهید به دور و بری‌های خود اطمینان كنید كه این موضوع می‌تواند سبب ناامیدی و سرخوردگی‌تان بشود. اگر چه قصد و نیت شما همیشه خیر بوده است، اما تصمیم گیری كردن بر اساس اولویت‌های شخصی می‌تواند منجر به بیراهه رفتن شما بشود.

شهريور ترازو

فال روز متولدین مهر: ونوس سیاره بخت شما در دوازدهمین خانه‌تان، یعنی خانه خیال و رویا قرار گرفته است و امروز به شما توانایی عشق ورزیدن و در رویا و خوشی زندگی كردن را می‌دهد. اما نپتون بین شما و پنجمین خانه تان یعنی خانه احساسات عاشقانه فاصله انداخته است و شما را تشویق می‌كند كه واقعیت را به تخیلات خود ترجیح بدهید. این دو سیاره ذهن شما را آشفته كرده و به مسیرهای متفاوتی می‌كشانند، بنابراین امروز شما خودتان دقیقاً نمی‌دانید كه چه چیزی می‌خواهید. بهتر است امروز را با بی‌خیالی بگذرانید، تا اینكه اواسط هفته اوضاع به روال معمول خود برگردد.

مهر عقرب

فال روز متولدین آبان: امروز وقتی كه شما به خاطرات دوران كودكی خود فكر می‌كنید ذهنتان آشفته می‌شود، چراكه متوجه شده‌اید شما تا بحال فقط یك روی سكه را دیده‌اید. اما هرقدر بیشتر سعی می‌كنید این قسمت‌های گمشده را پر كنید، می‌فهمید كه تا بحال هیچ چیز نمی‌دانستید. این موضوع باعث ناامیدی‌تان شده است، برای اینكه آرزوی شما برای دست یافتن به اطلاعاتی خوب تبدیل به دل مشغولی همیشگی‌تان شده است. شما فقط باید خود را از این چرخه ناراحت كننده خارج كرده و به زمان حال برگردید.

آبان کماندار

فال روز متولدین آذر: نقش هدایت كننده شما در منزل و یا در اجتماع امروز برای خودتان خیلی اهمیت دارد، اما می‌تواند شرایط سختی را نیز برایتان به وجود آورد. شما می‌دانید كه چه چیزی برای اطرافیانتان بهتر است، اما ممكن است آنها با نظرات شما مخالفت كنند. در حالیكه سعی می‌كنید هركسی را متقاعد كنید كه شما درست می‌گویید، استفاده كردن از منطق اصلاً كارساز نخواهد بود. لازم است به دوستان و همكارانتان اجازه بدهید راه خود را بروند تا خودشان حقیقت را كشف كنند.

آذر بز

فال روز متولدین دی: حتی اگر شما در زمینه مسائل مالی همیشه تصمیمات درستی گرفته باشید، اما امروز كه نپتون در دومین خانه شما، یعنی خانه مادیات قرار گرفته و حواس شما را از روش‌های منطقی منحرف می‌كند، شما این لیاقت و كاردانی خود را از دست می‌دهید. اگر شما چیزی را بینید كه ازش خوشتان بیاید، فكر می‌كنید كه شایستگی داشتنش را دارید، اما شما نباید پول‌هایی را كه با سختی به دست آورده‌اید به خاطر خریدن چیزهای خیلی گران كه نیازی نیز بهشان ندارید تمام كنید. اگر هنوز شما فكر می‌كنید كه تصمیم درستی گرفته‌اید، پس چند روز صبر كرده و بعد اگر نظرتان عوض نشد بروید و چیزی را كه می‌خواستید بخرید.

دي آبگير

فال روز متولدین بهمن: شما فكر می‌كنید قصد و نیات عاطفی خود را خیلی واضح و روشن بیان می‌كنید، اما امكان دارد یك نفر گفته های شما را كاملاً اشتباه متوجه شود. رابطه برقرار كردن زمانی با مشكل مواجه می‌شود كه احساسات آنقدر قوی باشند كه زبان از صحبت كردن در موردش عاجز بماند. بنابراین وقتی درحال صحبت كردن هستید از دیگران بپرسید از گفته‌های شما چه فهمیده‌اند تا بفهمید كه آیا پیام خودتان را درست را رسانده اید یا نه.

بهمن دو ماهي که خلاف جهت هم شناميکنند

فال روز متولدین اسفند: شما امروز به حدی دلسوز شده‌اید كه سعی می‌كنید تمام خواسته‌های اطرافیانتان را برآورده كنید. اما این كاری كه می‌كنید اصلاً كار درستی نیست. چرا كه پایان خوشی برای شما نخواهد داشت. اگر نمی‌توانید میزان توقعات افراد دیگر را بسنجید نگرانی به دلتان راه ندهید. برای اینكه دوست و یا نامزدتان از شما توقعات غیر معمول دارد. فقط تا حد امكان بهش نشان دهید كه هم راستگو هستید و هم گوش شنوا برای شنیدن حرف‌هایش دارید.

اسفند
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

 

وزیر بازرگانی: علیه تحریم کنندگان دادگاه ویژه تشکیل می دهیم

وزیر بازرگانی از تشکیل دادگاهی در کشور برای شکایت علیه تحریم کنندگان خبر داد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مهدی غضنفری در چهاردهمین همایش ملی تجلیل از صادر کنندگان نمونه گفت: در این دادگاه همه تولید کنندگان و صادر کنندگانی که از تحریم ها خسارت دیده اند می توانند طرح شکایت کنند و از تحریم کنندگان خسارت بگیرند.

وی هجوم بنگاه های کشورهای تحریم کننده برای حضور در نمایشگاه های بین المللی ایران را نشان از بی اثر بودن تحریم ها دانست.

غضنفری گفت: در شش ماه نخست امسال، 1875 شرکت خارجی در نمایشگاه های ایران حضور داشتند که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته 50 درصد افزایش داشت و بیشترین تعداد مربوط به کشورهای اروپایی تحریم کننده بود.

وزیر بازرگانی افزود: یکی از اهداف تحریم ها، انزوای ما بود اما در رویدادهای اخیر عکس آن را مشاهده می کنیم.

وی گفت:‌ به دلیل ابتکاری که در ستاد ویژه در دست داریم اجازه نمی دهیم که تجار و صادر کنندگان دچار خسارت شوند.

غضنفری افزود:‌ در مصوبه ا ی که آماده کرده ا یم خسارت های احتمالی و هزینه های صادر کنندگان را جبران می کنیم.


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

 

 

 

احمدی نژاد

 

 

سخنگوی کارگروه تحول اقتصادی دولت از اطلاع رسانی روزانه از نحوه اجرای هدفمندی یارانه‌ها از هفته آینده به مردم خبر داد و گفت: قرار است رئیس جمهور مبلغ یارانه نقدی را به زودی اعلام کند.

محمدرضا فرزین امروز دوشنبه در گفتگو با مهر گفت: از هفته آینده روشهای اطلاع رسانی جدیدی را در رابطه با طرح هدفمند کردن یارانه ها در دستور کار داریم که البته در این رابطه با صدا و سیما هماهنگی های لازم انجام شده است.

وی درباره اعلام مبلغ یارانه نقدی اظهارداشت: مبلغ یارانه به زودی از سوی رئیس جمهور اعلام می شود ولی عدم اعلام قیمتها تا امروز روش اطلاع رسانی ما بوده است تا بتوانیم بازار را کنترل و حفظ کنیم.

به گفته سخنگوی کارگروه تحول اقتصادی دولت ، قیمتها درآستانه آغاز اصلاح قیمتها در راستای اجرای هدفمندی یارانه در کشور اعلام خواهد شد.

فرزین تصریح کرد: کارگروه تحول اقتصادی تاکنون به طور مداوم تمامی مواردی که نیاز به اطلاع رسانی بوده، اعلام عمومی کرده است، ضمن اینکه اگر نواقصی نیز وجود داشته باشد با ارائه بسته اطلاع رسانی جدید رفع می‌شود. وی اظهار امیدواری کرد که به زودی حداقل قیمت برق و گاز اعلام شود.

در همین حال، محمد بهزاد معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی در گفتگو با مهر از تصویب بسته هدفمندی برق توسط کارگروه تحول اقتصادی دولت خبرداد و گفت: تعرفه‌های برق در این بسته، ساده سازی شده است...../تحلیل:عصرایران


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

 

شکنجه ها و مجازات ها در کشورهای مختلف

 

در این مقاله برای شما انواع شکنجه که در قدیم مرسوم بوده را معرفی می کنم .

• در کشور های اروپایی در قرون وسطی چشمان محکوم را با ناخن یا انبر در می آوردند ؛ ناخن ها را می کشیدند - در اسپانیا استخوان ها را می شکستند و مفاصل را از هم جدا می کردند - ریختن سرب گداخته در گوش و حلق و بینی مرسوم بود .


• با اختراع گیوتین در فرانسه ، سر محکومین را می بریدند ، در اکثر کشور ها وزنه های سنگینی تا ۹۰ کیلو به هر یک از پاها بسته و محکوم را آویزان می کردند .


• کشیدن دندان و کندن گوش معمول بود .


• سوزاندن کف پا و کف دست و کندن پوست سر نیز معمول بود .

 

• در یونان قدیم محکوم را به چهار چوب بسته و شلاق می زندند ، به بینی آنها سرکه می ریختند و بر زخمهایشان سرکه و نمک می پاشیدند .


• در قدیم محکومین را زنده زنده می سوزاندند ، و برای تفریح اشراف ، محکومین را کباب می کردند ، مردان و زنانی را که روابط نا مشروع داشتند به سیخ می کشیدند .


• در ایران قدیم ، زبان را از حلق بیرون می کشیدند ، به چشم ها میل داغ می کشیدند ، پوست محکومین را کنده و پر از کاه می کردند .


• در قرون وسطی متهم به ضرب سکه را در دیگ می جوشاندند ، چهار دست و پای محکوم را به ۴ است قوی یا به چرخ های گردون می بستند و با راندن اسب ها در جهت مخالف یا چرخاندن چرخ ها محکوم را شقه می کردند ، یا سرب گداخته بر گلوی او می ریختند ، مردان را از بیضه آویزان می کردند ، با قیف بر گلوی آنها آب می ریختند تا باد کند ؛ ( نادرشاه پس از کور کردن پسرش با تلمبه آب به شکم بیش از ۱۰ نفر بست و آنها را ترکاند .

منبع:darcoob.com


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

 

 

 

چراغ راهنما

 

 

اگر هر چراغ راهنمایی خودش بتواند چهارراه محدوده خود را ارزیابی کند و تشخیص بدهد که چه زمانی چراغ باید قرمز و چه زمانی باید سبز باشد، تاخیرها کم تر می شود چون بی دلیل راننده ها پشت چراغ قرمز نمی مانند

ترافیک خیابان های شهری، مسئله ای است که هم شهروندان را آزار می دهد و هم مسئولین را!

آن ها در تلاش هستند تا راه حلی بیابند که هم ترافیک را روان تر کند، هم تاخیرها را کم تر کند و هم هوشمندانه تر باشد.

چند بار برایتان پیش آمده است که پشت چراغ قرمز بمانید، در حالی که اصلا ترافیکی در کار نیست، یا بدتر از آن اصلا اثری از خودرو در خیابان نیست؟!

محققین سوییسی و آلمانی با همکاری هم، می خواهند سیستم کنترل ترافیک شهری ارائه کنند که هوشمند است و خودش تصمیم می گیرد که چه زمانی چراغ سبز باشد و کی قرمز.

البته همین الان هم اطلاعات ترافیک روی سبز و قرمز بودن چراغ ها تاثیر می گذارد، مثلا در ساعات پرترافیک، اغلب زمان چراغ سبز طولانی تر می شود.

اما با این حال، همه چراغ های راهنمایی از یک برنامه پیروی می کنند و تک تک تصمیم گیرنده نیستند، مزیتی که در سیستم جدید اضافه خواهد شد.

در این سیستم، چهارراه ها به شبکه ای از لوله ها تشبیه شده اند و سیستم جریان حرکت خودروها در این شبکه را بررسی می کند.

هر چراغ راهنمایی بسته به ترافیک اطراف خودش، تصمیم می گیرد که چراغ چه رنگی باشد.

بنابراین اگر خبری نیست، چرا اصلا چراغ قرمز بشود؟

البته اگر هر چراغ به تنهایی تصمیم بگیرد، جنگلی به پا خواهد شد که اوضاع را خیلی بدتر می کند، برای همین سیستم جامعی باید تاثیر تصمیم هر چراغ راهنمایی بر کل شبکه خودروها را بررسی نماید.

مقاله این محققین نشان می دهد که با اجرای این سیستم، تاخیرها بین ۱۰ تا ۳۰ درصد کاهش پیدا خواهد کرد.

احتمالا اوضاع ترافیک خیابان ها هم با نسبت مشابهی بهتر خواهد شد..../تحلیل:خبرآنلاین


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ الرضا اذا نظر الى اهل الدنيا   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ امام عاليمقام ‌در‌ رضا ‌به‌ حكم خدا ‌در‌ زمانى ‌كه‌ نظر ‌مى‌ نمود ‌به‌ سوى اهل دنيا.   يكى ‌از‌ امتحانات ‌و‌ ابتلائات بزرگ ‌آن‌ است ‌كه‌ انسان ‌در‌ خود فقد اسباب ببيند ‌و‌ ‌در‌ ديگرى جمع ‌آن‌ گاهى خواهد موجب كفر ‌او‌ ‌شد‌ چنانچه خود مشاهده نمودم ‌در‌ بعضى ‌از‌ ابناء دنيا ‌كه‌ نفى حكمت ‌و‌ مصلحت ‌از‌ خدا ‌مى‌ نمايند ‌از‌ بابت فقدان خود ‌و‌ جمع ‌در‌ ديگرى هميشه انسان بدون ‌و‌ پست ‌تر‌ ‌از‌ خود ملاحظه نمايد ‌نه‌ ‌به‌ فوق خود اگر نظر ‌به‌ فوق خود نمايد طريقى نكند ‌كه‌ كافر شود بلكه خدا ‌را‌ قاسم عدل بداند ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ ‌را‌ ‌به‌ حسب استعداد ‌و‌ صلاح ‌او‌ معيشت ‌و‌ روزى دهد پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ خدا ‌از‌ افتتان ‌به‌ دنيا.   سليمان ‌بن‌ داود ‌به‌ نمله فرمود: چرا امر نمودى ‌به‌ موران ‌كه‌ داخل خانه هاى خود شوند خوف ‌از‌ اينكه زيردست ‌و‌ پاى اسبان پايمال نشوند، ‌و‌ حال آنكه ‌من‌ ظالم نيستم؟   عرض نمود: امر نمودم خوف ‌از‌ ‌آن‌ ‌كه‌ شايد جلال ‌و‌ سلطنت ‌تو‌ ‌را‌ ببينند  
مفتون ‌به‌ دنيا شوند.  
رضى: احتمال تميز ‌و‌ حال ‌و‌ مفعول له ‌و‌ مفعول مطلق ‌هر‌ ‌يك‌ دارد.   يعنى: ‌از‌ حيث رضاى ‌من‌ ‌به‌ حكم خدا، ‌يا‌ اينكه حال كونيكه ‌من‌ راضيم ‌يا‌ ‌به‌ علت رضاى من، ‌يا‌ اينكه راضى ‌مى‌ شوم راضى شدنى ‌به‌ حكم خدا.   قوله: اخذ ‌دو‌ احتمال دارد ‌يا‌ ‌به‌ معنى ايجاب ‌و‌ الزام ‌يا‌ ‌به‌ معنى فعل ‌و‌ جاى آوردن زيرا ‌كه‌ بالفضل ‌يا‌ ‌به‌ معنى تفضل بعض ‌بر‌ بعض است ‌يا‌ ‌به‌ معنى تفضل خود ‌بر‌ عامه ‌ى‌ ناس بنابر اول يعنى واجب نموده است ‌بر‌ جميع خلق خود ‌بر‌ تفضل ‌و‌ احسان بعضى ‌بر‌ بعضى، بنابر ثانى جاى آورده است ‌بر‌ جميع خلق خود ‌به‌ احسان خود.  
افتتان: امتحان.   اغماط: حقير شمردن.   يعنى: ‌در‌ فتنه مينداز مرا ‌به‌ آنچه داده ‌ى‌ ايشان ‌را‌ ‌به‌ آنچه منع نمودى مرا ‌تا‌ اينكه حسد ببرم ‌بر‌ بندگان ‌تو‌ ‌و‌ خوار شمارم حكم ‌تو‌ را.  
يعنى: نفس مرا خوش ‌كن‌ ‌و‌ شرح بده صدر مرا ‌كه‌ راضى شوم.  
اوفر: يعنى زيادتر.   خولتنى: ‌اى‌ اعطيتنى.   يعنى: بگردان ‌تو‌ شكر مرا ‌از‌ براى ‌تو‌ ‌بر‌ چيزهائيكه ‌بر‌ ‌من‌ باز داشته ‌ى‌ زيادتر ‌از‌ ثناء نمودن ‌من‌ ‌تو‌ ‌را‌ ‌بر‌ چيزهائيكه ‌بر‌ ‌من‌ داده ‌ى‌ يعنى ‌بر‌ فقر خود خوشحالتر باشم ‌از‌ غناء.   بدانكه انسان بايد راضى باشد ‌به‌ رضاء خدا ‌پس‌ دادن فقر ‌و‌ ندادن غناء ‌هر‌ ‌دو‌ نعمت است زيرا ‌كه‌ اگر عكس ‌در‌ ‌حق‌ ‌او‌ جاى آورده شود ‌هم‌ غناء ‌در‌ ‌حق‌ ‌او‌ مفسده است ‌و‌ ‌هم‌ ندادن فقر ‌پس‌ بنابر فرض اول ‌هر‌ ‌دو‌ ‌را‌ بايد شكر نمود لكن امام (ع) عرض كند: ‌كه‌ توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ شكر ‌آن‌ امرى ‌كه‌ ‌از‌ ‌من‌ صرف شده است زياده نمايم علت ‌آن‌ است ‌كه‌ چون ‌او‌ عدمست ‌و‌ نفس ‌به‌ حسب ذات خود مايل ‌به‌ ‌او‌ نيست ‌و‌ لذا عرض كند ‌كه‌ توفيق ‌ده‌ مرا ‌كه‌ ‌بر‌ ‌آن‌ زياده شكر نمايم ‌مى‌ شود گفت ‌هر‌ ‌دو‌ نعمت هستند لكن ‌آن‌ دفع مفسده است ‌به‌ شكر اولى است ‌از‌ جلب منفعت ‌و‌ خود منفعت.  
عدم: فقر ‌و‌ فاقه.   حساسه: پستى.   ثروه: توانگرى.   بدانكه غالب نفوس رذيله گمان ‌آن‌ دارند ‌كه‌ بروز صفت غنا ‌در‌ انسان علامت خوبى ‌او‌ است ‌و‌ فقر علامتى است ‌از‌ بدى او، ‌يا‌ اينكه ‌مى‌ شود ‌كه‌ ‌در‌  
عدم: فقر ‌و‌ فاقه.   حساسه: پستى.   ثروه: توانگرى.   بدانكه غالب نفوس رذيله گمان ‌آن‌ دارند ‌كه‌ بروز صفت غنا ‌در‌ انسان علامت خوبى ‌او‌ است ‌و‌ فقر علامتى است ‌از‌ بدى او، ‌يا‌ اينكه ‌مى‌ شود ‌كه‌ ‌در‌  
واقع خلاف ‌آن‌ باشد ‌پس‌ عرض كند امام ‌به‌ خدا ‌كه‌ توفيق بده مرا ‌كه‌ حفظ نمايم خود ‌را‌ ‌از‌ اين گمان ‌و‌ علت آورد ‌بر‌ اين مطلب ‌كه‌ فقر ‌و‌ غناء علامت خوبى ‌و‌ بدى نيست بلكه طاعت ‌و‌ مخالفت آنها ‌دو‌ سببند ‌از‌ براى آن.   مراد امام ‌به‌ عزت ‌و‌ ثروت ‌نه‌ عزت ‌و‌ غناى ظاهرى است بلكه عبادت ‌و‌ طاعت است ‌به‌ قرينه ‌ى‌ آنكه ‌مى‌ گويد: ثروتى ‌كه‌ فانى نشود ‌و‌ عزتى ‌كه‌ نابود ‌و‌ نيست نشود.   قوله: اسرحنا يعنى بفرست ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ راه نما ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ ملك هميشگى يعنى بهشت.   واحدى يعنى شريك ندارى، احدى يعنى مركب نيستى.  
واقع خلاف ‌آن‌ باشد ‌پس‌ عرض كند امام ‌به‌ خدا ‌كه‌ توفيق بده مرا ‌كه‌ حفظ نمايم خود ‌را‌ ‌از‌ اين گمان ‌و‌ علت آورد ‌بر‌ اين مطلب ‌كه‌ فقر ‌و‌ غناء علامت خوبى ‌و‌ بدى نيست بلكه طاعت ‌و‌ مخالفت آنها ‌دو‌ سببند ‌از‌ براى آن.   مراد امام ‌به‌ عزت ‌و‌ ثروت ‌نه‌ عزت ‌و‌ غناى ظاهرى است بلكه عبادت ‌و‌ طاعت است ‌به‌ قرينه ‌ى‌ آنكه ‌مى‌ گويد: ثروتى ‌كه‌ فانى نشود ‌و‌ عزتى ‌كه‌ نابود ‌و‌ نيست نشود.   قوله: اسرحنا يعنى بفرست ‌ما‌ ‌را‌ ‌و‌ راه نما ‌ما‌ ‌را‌ ‌در‌ ملك هميشگى يعنى بهشت.   واحدى يعنى شريك ندارى، احدى يعنى مركب نيستى.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام لاهل الثغور دعاى بيست ‌و‌ هفتم از‌ براى جماعتى كه‌ در‌ رخنه گاهها ‌و‌ محال ترسگاه نشسته بوده اند، از‌ براى دفع اذيت كفار ‌و‌ مخالفان، ‌و‌ حضرت سيدالساجدين به‌ جهت اين جماعت دعا مى كرده اند.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ حصن ثغور المسلمين بعزتك». الثغور: جمع الثغر، ‌و‌ هو الموضع الذى يكون حدا فاصلا بين بلاد المسلمين ‌و‌ الكفار، ‌و‌ هو موضع المخافه من‌ اطراف البلاد. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ استوار گردان ‌و‌ نگاه دار مرزهايى كه‌ ميان اهل اسلام ‌و‌ اهل كفر است به‌ عزت ‌و‌ غلبه ‌ى‌ خود. «و ايد حماتها بقوتك». الحماه- كغزاه-: جمع الحامى، اى: الذين يحمون ‌و‌ يحرسون ثغور الاسلام من‌ الكفار. (يعنى:) ‌و‌ قوت ده‌ نگاهبانان ‌و‌ حافظان ‌آن را‌ به‌ قوت ‌و‌ قدرت خود. «و اسبغ عطاياهم من‌ جدتك». يقال: اسبغ الله عليه النعمه، اى: اتمها. ‌و‌ اسباغ الوضوء: اتمامه. ‌و‌ الجده بتخفيف الدال كما مر آنفا فى الدعاء السابق.
يعنى: ‌و‌ اتمام كن عطاياى ايشان را‌ به‌ توانايى ‌و‌ توانگرى خود.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ كثر عدتهم». العده- بالكسر ‌و‌ التشديد-: العدد. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بسيار گردان عدد ‌و‌ شماره ‌ى‌ حاميان بيضه ‌ى‌ اسلام را. «و اشحذ اسلحتهم». «و اشخذ»- بالشين المعجمه ‌و‌ الحاء المهمله، ثم الذال المعجمه- اى: ارهف. ‌و‌ شحذ السكين: حدده. ‌و‌ المشحذ: المسن. ‌و‌ رجل شحاذ، اى: ملح فى مسالته. يشبه بالذى يشحذ السيف فيلح فى شحذه. (يعنى:) ‌و‌ تيز گردان سلاحهاى ايشان را- از‌ نيزه ‌و‌ شمشير ‌و‌ كارد ‌و‌ غير ‌آن از‌ اسلحه ‌ى‌ جنگ. «و احرس حوزتهم». حرسه حراسه، اى: حفظه. ‌و‌ الحوزه: فعله من‌ الحوز بمعنى الجمع، من‌ حاز يحوز. ‌و‌ الحيز فيعل منه، ‌و‌ هو ما‌ انضم الى الدار من‌ مرافقها. ‌و‌ كل‌ ناحيه حيز. ‌و‌ فلان مانع لحوزته، اى: لما فى حيزه. ‌و‌ منه الحديث: «فحمى حوزه الاسلام»، اى: حدوده ‌و‌ نواحيه. ‌و‌ اما تفسير «حوزتهم» بمعظمهم، فرجم ليس له اصل. نعم، ذاك فى «حومتهم» ليس قولا مرجما، بل هو ماخوذ من‌ قولهم: حومه القتال: معظمه، لكنه غير مصيب نحوه. فان المراد بحومتهم حوزتهم التى يحام حولها. من: حام الطائر ‌و‌ غيره حول الشى ء حوما ‌و‌ حومانا، اى: دار.
يعنى: ‌و‌ نگاهبانى كن حدود ‌و‌ جوانب ‌و‌ اطراف مملكت ايشان را. «و امنع حومتهم». من‌ المنعه. اى: فى تمنع على من‌ رامهم. (يعنى:) ‌و‌ منيع ‌و‌ استوار گردان گرداگرد ايشان را‌ از‌ اينكه مبادا داخل شوند كفار در‌ مملكت ايشان. «و الف جمعهم. ‌و‌ دبر امرهم». ‌و‌ با‌ هم آور انبوهى ايشان را. ‌و‌ تدبير كن كار ايشان را. «و واتر بين ميرهم». بالتاء المثناه من‌ فوق. من‌ المواتره، ‌و‌ هى ان‌ يجى ء الشى ء فى اثر الشى ء وترا وترا من‌ غير ان‌ ينقطع. ‌و‌ منه: (ثم ارسلنا رسلنا تترى). ‌و‌ المير- بكسر الميم ‌و‌ فتح الياء المثناه من‌ تحت-: جمع الميره: ما‌ يمتاره الانسان من‌ الطعام لا‌ جلب الطعام. ‌و‌ فى اصل نسخه الكفعمى: «و واثر»- بالثاء المثلثه- اى: ‌و‌ كاثر من‌ ميرهم. من‌ قولهم: استوثرت من‌ الشى ء، اى: استكثرت منه. (يعنى:) ‌و‌ پيوسته دار- يا: بسيار كن- توشه ها ‌و‌ مطعومات ايشان را. «و توحد بكفايه مونهم». اى: لا‌ تكلهم الى غيرك، بل كن انت وحدك فى كفايتهم. ‌و‌ توحد فلان بكذا، اى: فعله وحده. يعنى: ‌و‌ به‌ تنهايى بى آنكه واگذارى به‌ غير خود، كفايت كن موونات ايشان را‌
- يعنى آنچه محتاج اليه ايشان باشد مطلقا. «و اعضدهم بالنصر». ‌و‌ قوت ده‌ ايشان را‌ به‌ نصرت ‌و‌ يارى دادن. «و اعنهم بالصبر». ‌و‌ اعانت ‌و‌ يارى ده‌ ايشان را‌ به‌ صبر- به‌ اين معنى كه‌ خود را‌ نگاه دارند ‌و‌ در‌ امور خود شتاب نكنند. لان الصبر مفتاح الظفر. «و الطف لهم فى المكر». ‌و‌ لطف كن با‌ ايشان در‌ مكر كردن با‌ كفار.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ عرفهم ما‌ يجهلون. ‌و‌ علمهم ما‌ لا‌ يعلمون. ‌و‌ بصرهم ما‌ لا‌ يبصرون». يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ شناسا گردان ايشان را‌ آنچه جاهل ‌آن باشند- از‌ امر غزوات ‌و‌ غير آن. ‌و‌ تعليم كن ‌و‌ بياموز ايشان را‌ آنچه ندانند. ‌و‌ بينا گردان ايشان را‌ آنچه نبينند.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ انسهم عند لقائهم العدو ذكر دنياهم الخداعه الغرور». الخداعه على صيغه المبالغه بمعنى كثيره الخدعه. ‌و‌ الغرور- بفتح الغين المعجمه-: فعول من: غره يغره، اذا خدعه. ‌و‌ انما كرر لضرب من‌ التاكيد ‌و‌ اختلاف اللفظ. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ فراموش ساز ايشان را‌ در‌ هنگام ملاقات كردن اهل اسلام دشمنان خود را، ياد دنياى بسيار فريبنده ‌و‌
مغرور كننده. «و امح عن قلوبهم خطرات المال الفتون». الخطرات: جمع الخطره، ‌و‌ هى ما‌ يخطر بالبال. ‌و‌ الفتون: فعول من‌ الفتنه على المبالغه فى معنى الفاتن، ‌و‌ هو المضل عن الحق. يعنى: ‌و‌ محو ساز از‌ دلهاى لشكر اسلام انديشه هايى كه‌ در‌ دل خطور مى كند از‌ رهگذر مال فتنه اندازنده. چه، حب مال سبب افتتان مردم است. «و اجعل الجنه نصب اعينهم». ‌و‌ بگردان بهشت را‌ در‌ برابر چشمهاى ايشان كه‌ هيچ مرتبه از‌ او‌ غافل نشوند. «و لوح منها لابصارهم ما‌ اعددت فيها من‌ مساكن الخلد ‌و‌ منازل الكرامه ‌و‌ الحور الحسان». يعنى: ‌و‌ درخشان ‌و‌ ظاهر ساز از‌ بهشت از‌ براى ديده هاى ايشان تا‌ نظر كنند آنچه را‌ مهيا ساخته اى در‌ آنجا از‌ خانه هاى جاويد ‌و‌ منزلهاى با‌ كرامت ‌و‌ زنان سفيدروى در‌ غايت نيكويى. «و الانهار المطرده بانواع الاشربه». المطرده، اى: الجاريه المتتابعه. من: اطرد الشى ء اطرادا، اذا اتبع بعضه بعضا ‌و‌ جرى. تقول: الانهار تطرد، اى: تجرى. ‌و‌ الباء فى «بانواع» للمصاحبه. (يعنى:) ‌و‌ جويهاى روان پى در‌ پى به‌ انواع شرابها. كما ينبى عنها قوله تعالى: (فيها انهار من‌ ماء غير آسن ‌و‌ انهار من‌ لبن لم يتغير طعمه ‌و‌ انهار من‌ خمر لذه للشاربين ‌و‌ انهار من‌ عسل مصفى). يعنى: در‌ بهشت جويهاست از‌ آبى كه‌ متغير نشده بوى او‌ ‌و‌ نگرديده طعم او‌
از حال خود- چون آبهاى دنيا كه‌ تغييرپذير باشد- ‌و‌ جويهاست از‌ شير كه‌ هرگز تغيير نكند از‌ صفت عذوبت- يعنى تيز ‌و‌ ترش نشود به‌ طول مكث- ‌و‌ جويهاست از‌ خمر خوشگوار بالذت مر آشامندگان را‌ كه‌ طرب دارد ‌و‌ خمارى، ‌و‌ جويهاست از‌ شهد صافى- نه صاف كرده شده به‌ آتش، بلكه مصفى آفريده شده از‌ موم ‌و‌ فضلات. «و الاشجار المتدليه بصنوف الثمر، حتى لا‌ يهم احد منهم بالادبار ‌و‌ لا‌ يحدث نفسه عن قرنه بفرار». «المتدليه»، اى: المعلقه اغصانها من‌ علو الى سفل. ‌و‌ اصله من‌ التدليه بمعنى ارسال الدلو الى البئر. وهم بالشى ء: اراده. ‌و‌ بابه رد يرد بفتح العين فى الماضى ‌و‌ ضمها فى المضارع. ‌و‌ القرن بكسر القاف: كفوك فى الشجاعه، ‌و‌ بالفتح: مثلك فى السن. ‌و‌ المروى هنا الكسر. ‌و‌ المراد هنا من‌ يقابله من‌ الاعادى. (يعنى:) ‌و‌ درختهايى كه‌ آونگان باشد شاخه هاى او‌ به‌ اصناف ميوه ها، تا‌ آنكه اراده نكند يكى از‌ ايشان كه‌ در‌ معركه ‌ى‌ قتالند به‌ ادبار- يعنى پشت بركردن از‌ ‌آن معركه- ‌و‌ با‌ خود حديث نكند گريختن از‌ همسران خود در‌ شجاعت.
«اللهم افلل بذلك عدوهم». الفل: الكسر. ‌و‌ جمعه: فلول. ‌و‌ يقال: فلك، اى: كسرك بخصومته. ‌و‌ فل الجيش: هزمه. ‌و‌ بابه رد. ‌و‌ يقال: فله فانفل، اى: كسره فانسكر. ‌و‌ المشار اليه بذلك هو نصب الجنه ‌و‌ غيرها من‌ الامور المذكوره. يعنى: بار خدايا، بشكن ‌و‌ هزيمت ده‌ به‌ سبب ثبات قدم ايشان در‌ معركه ‌ى‌ قتال
دشمنان ايشان را. «و اقلم عنهم اظفارهم. ‌و‌ فرق بينهم ‌و‌ بين اسلحتهم». ‌و‌ قلم ظفره من‌ باب ضرب. ‌و‌ قلم الاظفار كنايه عن قطع اليد. ‌و‌ قولهم فى الدعاء: لا‌ ترك الله شعرا ‌و‌ لا‌ ظفرا، اى: لا‌ عينا ‌و‌ لا‌ يدا. قاله الزمخشرى فى الاساس. (يعنى:) ‌و‌ بگير ناخن ايشان را‌ از‌ ايشان. ‌و‌ اين كنايه است از‌ بريدن دستهاى ايشان. ‌و‌ جدايى افكن ميان ايشان ‌و‌ ميان سلاحهاى ايشان- از‌ شمشير ‌و‌ نيزه ‌و‌ غير آن، كه‌ ايشان بى سلاح وامانند. «و اخلع وثائق افئدتهم». اى: انقض. الوثائق: جمع الوثيقه ‌و‌ هى الموثوق به. ‌و‌ الافئده: جمع الفواد، ‌و‌ هو القلب. اى: انقض محكم قلوبهم. ‌و‌ المراد جبنهم عن اهل الاسلام. يعنى: ‌و‌ بگشا بندهاى دل ايشان را. ‌و‌ اين كنايت است از‌ آنكه بترسان ايشان را‌ از‌ اهل اسلام. «و باعد بينهم ‌و‌ بين ازودتهم». الازوده: جمع الزاد، ‌و‌ هو الطعام المتخذ للسفر. يعنى: ‌و‌ دور گردان ميان ايشان ‌و‌ ميان توشه هاى ايشان. «و حيرهم فى سبلهم. ‌و‌ ضللهم عن وجههم». الوجه ‌و‌ الجهه بمعنى. قاله فى الصحاح. (يعنى:) ‌و‌ حيران ‌و‌ سرگشته گردان ايشان را‌ در‌ راههاى خودشان. ‌و‌ گمراه ساز ايشان را‌ از‌ جهت خودشان- يعنى از‌ ‌آن جايى كه‌ روى بدو
دارند. «و اقطع عنهم المدد. ‌و‌ انقص منهم العدد». ‌و‌ ببر از‌ ايشان مدد را- كه‌ كسى به‌ مدد ايشان نرسد. ‌و‌ كم كن از‌ ايشان عدد را- كه‌ به‌ هلاكت رسند. «و املا افئدتهم الرعب». الافئده: جمع الفواد، ‌و‌ هو القلب. ‌و‌ الرعب- بالضم-: الفزع ‌و‌ الخوف. (يعنى:) ‌و‌ پر كن دلهاى ايشان را‌ از‌ ترس. «و اقبض ايديهم عن البسط». ‌و‌ تنگ گير دستهاى ايشان را‌ از‌ گشودن. ‌و‌ اين كنايه است كه‌ ايشان را‌ دست مده ‌و‌ مسلط مساز. «و اخزم السنتهم عن النطق». بالخاء المعجمه ‌و‌ الزاى، من: خزمت البعير بالخزامه، ‌و‌ هى حلقه من‌ شعر يجعل فى وتره انفه يشد بها الزمام. ‌و‌ المراد: اخرس السنتهم. ‌و‌ فى بعض الروايات بالراء المهمله. ‌و‌ هو بمعنى القطع. يقال: ما‌ خرمت منه شيئا، اى: ما‌ قطعت. يعنى: ‌و‌ لال ساز زبانهاى ايشان را‌ از‌ گويايى. «و شرد بهم من‌ خلفهم». اى: افعل بهم فعلا من‌ العقوبه يتفرق به‌ من‌ وراءهم من‌ الاعداء. ‌و‌ قال ابن عرفه: افعل بهم فعلا يخيف من‌ وراءهم فشردهم. ‌و‌ يقال: شرد بهم اذا نكل بهم. يقول: اجعلهم عبره وعظه لمن وراءهم. قاله ابوعبيده الهروى فى كتابه.
يعنى: بكن با‌ ايشان كارى از‌ عقوبت ‌و‌ قتل كه‌ پراكنده گرداند آنهايى كه‌ از‌ پس‌ ايشانند. «و نكل بهم من‌ وراءهم». يقال: نكل به‌ تنكيلا، اذا جعله نكالا ‌و‌ عبره لغيره. (يعنى:) ‌و‌ ‌آن مقدار عذاب ‌و‌ عقوبت نما ايشان را‌ كه‌ عبرت آنهايى گردد كه‌ در‌ عقب ايشانند. «و اقطع بخزيهم اطماع من‌ بعدهم». الخزى: الفضيحه ‌و‌ الهوان. ‌و‌ فى بعض النسخ: «بخبرهم». (يعنى:) ‌و‌ قطع كن به‌ سبب خزى ‌و‌ خوارى كه‌ به‌ ايشان مى رسد- يا‌ به‌ خبر ايشان- طمعهاى آنان كه‌ پيش از‌ ايشانند.
«اللهم عقم ارحام نسائهم». يقال: اعقم الله ‌و‌ عقم الله رحمها فعقمت- على ما‌ لم يسم فاعله-، اذا لم تقبل الولد. يعنى: بار خدايا، چنان گردان رحمهاى زنان ايشان را‌ كه‌ قبول فرزند نكنند. «و يبس اصلاب رجالهم». ‌و‌ خشك گردان پشتهاى مردان ايشان را- تا‌ نطفه ‌ى‌ ايشان متكون نشود ‌و‌ سبب قطع توالد ‌و‌ تناسل ايشان گردد. «و اقطع نسل دوابهم ‌و‌ انعامهم». ‌و‌ قطع نسل اسبان ‌و‌ چهارپايان ايشان كن. «لا تاذن لسمائهم فى قطر ‌و‌ لا‌ لارضهم فى نبات».
القطر: المطر. (يعنى:) دستورى مده آسمان ايشان را‌ در‌ باريدن ‌و‌ نه زمين ايشان را‌ در‌ رويانيدن گياه.
«اللهم ‌و‌ قو بذلك محال اهل الاسلام». «محال»- بكسر الميم ‌و‌ تخفيف اللام-: الشده ‌و‌ القوه. ‌و‌ منه قوله: (و هو شديد المحال). ‌و‌ قد روى بفتح الميم ‌و‌ تشديد اللام، جمع محل. يعنى: بار خدايا، ‌و‌ قوت ده‌ به‌ سبب عقم زنان ‌و‌ يبس اصلاب مردان ‌و‌ غير آن، قوت اهل اسلام را- يا: محال ايشان را. «و حصن به‌ ديارهم». ‌و‌ نگاهدار به‌ سبب اين، خانه هاى ايشان را. «و ثمر به‌ اموالهم». ثمر- بالتشديد- اى: كثر. من: ثمر ماله، اذا كثره. (يعنى:) ‌و‌ بسيار گردان به‌ سبب اين، مالهاى ايشان را. «و فرغهم عن محاربتهم لعبادتك». ‌و‌ فارغ گردان ايشان را- يعنى اهل اسلام را- از‌ محاربت ‌و‌ كارزار نمودن با‌ كفار از‌ جهت آنكه عبادت كنند تو‌ را. «و عن منابذتهم للخلوه بك حتى لا‌ يعبد فى بقاع الارض غيرك». نابذه الحرب: كاشفه. ‌و‌ «منابذتهم»، اى: مظاهرتم فى الحرب ‌و‌ مكاشفتهم. (يعنى:) ‌و‌ از‌ جنگ كردن ‌و‌ آشكارا دشمنى نمودن با‌ ايشان، فارغ گردان اهل اسلام را‌ تا‌ خلوت گزينند ‌و‌ با‌ ياد تو‌ باشند ‌و‌ در‌ بقعه هاى زمين معبودى نباشد
سزاى پرستش غير از‌ تو. «و لا‌ تعفر لاحد منهم جبهه دونك». عفره تعفيرا، اى: مرغه. (يعنى:) ‌و‌ در‌ خاك ماليده نشود پيشانى از‌ براى احدى از‌ ايشان غير از‌ براى تو.
«اللهم اغز بكل ناحيه من‌ المسلمين على من‌ بازائهم من‌ المشركين». بار خدايا، غازى گردان غزا كنندگان به‌ هر‌ ناحيه ‌و‌ جانبى از‌ مسلمانان با‌ آنان كه‌ برابر ايشانند از‌ مشركان ‌و‌ كفار نابكار. «و امددهم بملائكه من‌ عندك مردفين». «امدد» على صيغه الامر من‌ باب الافعال ‌و‌ الهمزه القطع. ‌و‌ الترادف: التتابع. ‌و‌ كل‌ شى ء تبع شيئا فهو ردفه. ‌و‌ قرى «مردفين» بالبناء للفاعل ‌و‌ المفعول. (يعنى:) ‌و‌ مدد فرما مسلمانان را‌ به‌ فرشتگان از‌ نزديك خود در‌ حالتى كه‌ اين ملائكه از‌ پى يكديگر در‌ آيندگان باشند- يا: در‌ پى آمد شدگان باشند، به‌ اينكه ملائكه مقدمه ‌ى‌ لشكر باشند ‌و‌ مومنين از‌ پى ايشان روند. «حتى يكشفوهم الى منقطع التراب قتلا فى ارضك ‌و‌ اسرا او‌ يقروا بانك انت الله الذى لا‌ اله الا انت وحدك لا‌ شريك لك». «يكشفوهم»، اى: يهزموهم الى منقطع الارض، اى: الى اطراف الارض. ‌و‌ منقطع كل‌ شى ء طرفه. يعنى: تا‌ بگريزانند مومنين كفار را‌ تا‌ جايى كه‌ منتهاى زمين باشد كه‌ ديگر معموره نباشد، در‌ حالتى كه‌ مقتول ‌و‌ كشتگان باشند در‌ زمين تو‌ ‌و‌ اسير ‌و‌ گرفتار شوند در‌ دست مومنين، يا‌ اينكه اقرار كنند به‌ آنكه تو‌ خدايى كه‌ نيست خدايى
و معبودى الا تو‌ همتايى نيست مر تو‌ را.
«اللهم ‌و‌ اعمم بذلك اعداءك فى اقطار البلاد من‌ الهند ‌و‌ الروم ‌و‌ الترك ‌و‌ الخزر ‌و‌ الحبش ‌و‌ النوبه ‌و‌ الزنج ‌و‌ السقالبه ‌و‌ الديالمه ‌و‌ سائر امم الشرك، الذين تخفى اسماوهم ‌و‌ صفاتهم، ‌و‌ قد احصيتهم بمعرفتك ‌و‌ اشرفت عليهم بقدرتك». الهند: اسم بلاد واسعه مسافتها ثلاثه اشهر فى الطول ‌و‌ شهران فى العرض. قاله صاحب تلخيص الاثار. ‌و‌ الترك: اسم ناحيه بما وراء النهر، ممتازين عن جميع الامم بكثره العدد ‌و‌ زياده الشجاعه، ‌و‌ الغالب عليهم الظلم ‌و‌ القهر ‌و‌ الغضب. ‌و‌ الخزر- بالخاء المعجمه ‌و‌ الزاى ثم الراء اخيرا-: جيل من‌ الناس ضيق العين ‌و‌ صغرها ‌و‌ كانهم من‌ الترك فى ساحل الروم. ‌و‌ الحبش: ارض واسعه اهلها سودان. ‌و‌ الزنج مسيره شهرين شمالهما اليمن ‌و‌ شرقها النوبه. ‌و‌ النوبه: ارض واسعه شرقى النيل، اهلها نصارى. ‌و‌ الصقالبه- بالصاد ‌و‌ السين-: جيل من‌ الناس حمر الالوان يلاصقون الخزر. ‌و‌ قيل: يتاخمون بلدا فى المغرب. ‌و‌ الديالمه: بلاد تقرب قزوين ‌و‌ الرى، من‌ مشاهير بلاد الديلم. ‌و‌ اشرفت على الشى ء: اطلعت عليه من‌ فوق. قاله الهروى. يعنى: بار خدايا، عام گردان به‌ ‌آن چيزها كه‌ مذكور شد دشمنان خود را‌ در‌ جميع جوانب ‌و‌ گوشه ها ‌و‌ شهرها از‌ هنديان ‌و‌ روميان ‌و‌ تركان ‌و‌ خزريان ‌و‌ حبشيان ‌و‌ نوبيان ‌و‌ صقلبيان ‌و‌ ديلميان ‌و‌ باقى جماعت ‌و‌ پيروان شرك، آنانكه پوشيده باشد نامهاى ايشان ‌و‌ صفتهاى ايشان بر‌ ما‌ ‌و‌ حال آنكه تو‌ دانايى به‌
شناسايى خود ‌و‌ اطلاع دارى بر‌ ايشان به‌ قدرت خود.
«اللهم اشغل المشركين بالمشركين عن تناول اطراف المسلمين». بار خدايا، مشغول گردان كافران را‌ به‌ كافران تا‌ بازمانند از‌ فراگرفتن كناره هاى بلاد مسلمانان. «و خذهم بالنقص عن تنقصهم». اى: عاقبهم بالنقص فى ابدانهم او‌ فى اموالهم او‌ فى غيرهما ليشتغلوا عن نقص المسلمين. قال فى الصحاح: فلان تنقص فلانا، اى: يقع فيه ‌و‌ يثلبه. (يعنى:) ‌و‌ فراگير ايشان را- يعنى: معاقب ساز به‌ كم كردن در‌ ابدان ايشان تا‌ مشغول گردند به‌ ‌آن ‌و‌ دست بدارند از‌ كم كردن مسلمانان. «و ثبطهم بالفرقه عن الاحتشاد عليهم». ثبطهم، اى: عوقهم. ‌و‌ التثبيط: التعويق، ‌و‌ هو ان‌ يحول بين الانسان ‌و‌ بين ما‌ يريده. يقال: ثبطته عن الامر، اذا بطات به‌ عنه. ‌و‌ احتشد القوم: جمعوا ‌و‌ تاهبوا. ‌و‌ حشد الرجل، اذا جمع. (يعنى:) ‌و‌ بازدار ايشان را‌ به‌ سبب پراكندگى خود از‌ جمع شدن ‌و‌ فراهم آمدن ايشان بر‌ سر‌ مسلمانان.
«اللهم اخل قلوبهم من‌ الامنه». من‌ اخليت غيرى، لا‌ من‌ اخليت المكان: صادفته خاليا. يتعدى ‌و‌ لا‌ يتعدى. الامنه- بالتحريك-: الامن. يعنى: بار خدايا، خالى گردان دلهاى ايشان را‌ از‌ امنيت ‌و‌ آرامش. «و ابدانهم من‌ القوه». ‌و‌ خالى گردان بدنهاى ايشان را‌ از‌ قوت.
«و اذهل قلوبهم عن الاحتيال». «اذهل»- على صيغه الامر من‌ باب الافعال- اى: اغفل. يعنى: ‌و‌ غافل ساز دلهاى ايشان را‌ از‌ حيلت كردن. «و اوهن اركانهم عن منازله الرجال». اوهن، اى: اضعف. ‌و‌ المنازله من‌ نازل بمعنى خاصم. اى: مخاصمه الرجال. قاله الهروى. يعنى: ‌و‌ سست گردان اعضاى ايشان را‌ از‌ كارزار كردن با‌ مردان مسلمانان. «و جبنهم عن مقارعه الابطال». اى: انسبهم الى الجبن ‌و‌ اجعلهم بحيث يكونون عند الخلائق منسوبين الى الجبن عن مقارعه الابطال. ‌و‌ المقارعه: المضاربه بالسيف. ‌و‌ اصل القرع: الضرب. ‌و‌ الابطال: جمع البطل، ‌و‌ هم الشجعان. (يعنى:) ‌و‌ بيدل گردان ايشان را‌ از‌ شمشير زدن با‌ شجاعان ‌و‌ دليران. «و ابعث عليهم جندا من‌ الملائكه بباس من‌ باسك كفعلك يوم بدر، تقطع به‌ دابرهم، ‌و‌ تحصد به‌ شوكتهم، ‌و‌ تفرق به‌ عددهم». الباس: العذاب. ‌و‌ قطع الله دابرهم، اى: آخر من‌ بقى منهم. قاله فى الصحاح. تحصد، اى: تقطع. من: حصدت الشى ء احصده. ‌و‌ الزرع محصود ‌و‌ حصيد. ‌و‌ الشوكه: شده الباس. يعنى: ‌و‌ بفرست بر‌ كفار لشكرى از‌ فرشتگان خود با‌ عذابى از‌ عذابهاى خود، چنانكه در‌ روز جنگ بدر كردى- كه‌ هزار تن از‌ ملائكه را‌ به‌ مدد لشكر پيغمبر فرستادى ‌و‌ به‌ بركت ايشان نصرت يافتند مومنان بر‌ كفار- ‌و‌ قطع كنى به‌ ‌آن بيخ ايشان را‌ ‌و‌ آخر ايشان را- كه‌ از‌ ايشان كسى باقى نماند- ‌و‌ بدروى ‌و‌
برطرف سازى شدت جنگ كردن ايشان را، ‌و‌ پراكنده سازى عدد ايشان را.
«اللهم ‌و‌ امزج مياههم بالوباء ‌و‌ اطعمتهم بالادواء». الوباء- بالقصر ‌و‌ المد-: مرض عام. ‌و‌ الادواء: جمع الداء ‌و‌ هو المرض. يعنى: بار خدايا، بياميز ‌و‌ مخلوط ساز آبهاى ايشان را‌ به‌ وبا- كه‌ مرضى است عام كه‌ همه را‌ فراگيرد- ‌و‌ طعامهاى ايشان را‌ نيز به‌ دردها- كه‌ هر‌ چه بخورند عليل ‌و‌ دردمند گردند. «و ارم بلادهم بالخسوف». الهمزه فى «ارم» للقطع او‌ للوصل، اما من: ارماه، اى: القاه، او‌ من: رمى الحجر من‌ يده. ‌و‌ كلاهما مرويان. ‌و‌ الخسوف: شروخ الارض بما عليها. يعنى: بيفكن شهرهاى ايشان را‌ به‌ فرورفتن در‌ زمين كه‌ اثرى از‌ ‌آن نماند. «و الح عليها بالقذوف». اى: ضيق عليها. من‌ قولهم: مكان لاح، اى: ضيق. ‌و‌ بلد قذوف، اى: طروح لبعدها. (يعنى:) ‌و‌ تنگ ساز بر‌ بلاد ايشان- يعنى بر‌ اهل ‌آن بلاد- به‌ بعد ‌و‌ دورى ايشان از‌ معموره. ‌و‌ اين كنايه است از‌ آنكه حوالى ايشان را‌ خراب گردان كه‌ ايشان در‌ تنگى بوده باشند. «و افرعها بالمحول». اما بالفاء ‌و‌ العين المهمله- كما فى اصل الكتاب- من: فرعت فرسى باللجام. اى: قدعته. ‌و‌ اما بالفاء ‌و‌ الغين، اى: اخلها من‌ نعمك. كما رواه ابن ادريس. ‌و‌ اما
بالقاف ‌و‌ العين المهمله- اى: اطرقها بالقوارع. ‌و‌ قوارع الدهر، شدائده- كما فى روايه ابن السكون. ‌و‌ المحول- بضم الميم-: الجدب، ‌و‌ هو انقطاع المطر ‌و‌ يبس الارض من‌ الكلا. يقال: بلد ما‌ حل ‌و‌ زمان ما‌ حل ‌و‌ ارض محول. يعنى: بكوب بلاد ايشان را‌ به‌ شدايد ‌و‌ سختيها ‌و‌ تنگى ‌و‌ قحطى. يا: خالى گردان بلاد ايشان را‌ از‌ نعمتهاى خود به‌ تنگى ‌و‌ قحطى. «و اجعل ميرهم فى احص ارضك ‌و‌ ابعدها عنهم ‌و‌ امنع حصونها منهم». الميره: الطعام. ‌و‌ «احص ارضك» بالحاء ‌و‌ الصاد المهملتين، اى: فى اجردها من‌ العشب ‌و‌ النبات ‌و‌ اخلئها من‌ الخير. من‌ قولهم: رجل بين الحصص، اذا سقط شعر راسه. ‌و‌ حصت الارض حاصه، اى: اصابها ما‌ يذهب بنباتها. ‌و‌ سنه حصاء، اى: جرداء لا‌ خير فيها. ‌و‌ «امنع» على صيغه التفضيل من‌ المنعه مضافا الى الحصون ‌و‌ ضمير «حصونها» راجع الى الارض فى «ارضك». يعنى: ‌و‌ بگردان طعام ‌و‌ خورشهاى ايشان را‌ در‌ زمينى كه‌ گياه ‌و‌ علف ‌آن كم باشد ‌و‌ از‌ خير خالى بوده باشد- چه، اينچنين زمين از‌ قحط ‌و‌ غلا خالى نمى باشد- ‌و‌ در‌ دورترين زمينى از‌ ايشان ‌و‌ در‌ منيع ترين قلعه ها ‌و‌ جاهاى حصين استوار محكم از‌ ايشان. «اصبهم بالجوع المقيم ‌و‌ السقم الاليم». برسان ايشان را‌ به‌ گرسنگى مقيم- يعنى پيوسته كه‌ هيچ بار از‌ گرسنگى خالى نباشد- ‌و‌ بيمارى دردناك.
«اللهم ‌و‌ ايما غاز غزاهم من‌ اهل ملتك، او‌ مجاهد جاهدهم من‌ اتباع سنتك ليكون دينك الاعلى ‌و‌ حزبك الاقوى ‌و‌ حظك الاوفى، فلقه اليسرى. ‌و‌ هيى له
الامر». يعنى: بار خدايا، هر‌ غازى ‌و‌ جنگ كننده اى كه‌ جنگ كرد با‌ كفار در‌ حالتى كه‌ از‌ اهل ملت ‌و‌ صاحب دين تو‌ بوده باشد، يا‌ مجاهدى كه‌ جهاد كرد با‌ ايشان در‌ حالتى كه‌ از‌ پيروان سنت ‌و‌ طريقه ‌ى‌ تو‌ بوده باشد، تا‌ بگردد دين ‌و‌ طريقه ‌ى‌ تو- كه‌ مسلوك پيغمبر تو‌ بوده- بالاترين دينها ‌و‌ گروه تو‌ قوى ترين گروهها ‌و‌ بهره ‌و‌ نصيبى كه‌ تو‌ ايشان را‌ كرامت كنى وافى ترين نصيبها بوده باشد- كه‌ ‌آن خشنودى ‌و‌ ثواب تو‌ بوده باشد- پس‌ پيش آر او‌ را‌ آسانى، ‌و‌ مهيا ساز براى او‌ كار او‌ را. «و توله بالنجح». اى: كن قائما باموره متلبسا بالنجح ‌و‌ الظفر بالحوائج. يعنى: او‌ را‌ به‌ روا كردن ‌و‌ ظفر دادن او‌ به‌ حاجتهاى خود مددكار باش. «و تخير له الاصحاب». بالخاء المعجمه ‌و‌ الراء، تفعل من‌ الخير بمعنى الاتخاذ. اى: اتخذ له خير الاصحاب. (يعنى:) ‌و‌ برگزين از‌ براى او‌ همصحبتان نيكو. «و استقو له الظهر». استفعال من‌ القوه. اى: اجعل له قوه الظهر. (يعنى:) ‌و‌ قوى گردان پشت او‌ را‌ به‌ چيزى كه‌ باعث پشتگرمى او‌ شود- از‌ مال ‌و‌ رجال. «و اسبغ عليه فى النفقه». اى: اتمم. ‌و‌ منه: اسباغ الوضوء، اى: اتمامه.
(يعنى:) ‌و‌ تمام كن بر‌ او‌ نعمت خود را‌ در‌ نفقه دادن او. «و متعه بالنشاط». ‌و‌ برخوردارى ده‌ او‌ را‌ به‌ نشاط ‌و‌ شادى. «و اطف عنه حراره الشوق». على صيغه الامر، من‌ اطفات، على ان‌ يكون افعالا من‌ طفئت النار طفوءا. يعنى: فرومردن آتش. ‌و‌ حذف الهمزه فى آخره باب واسع كثير الورود فى الفاظ الفصحاء. ‌و‌ من‌ لم يتنبه من‌ القاصرين تجسر فى اساءه الادب فقال: المكتوب فى عده نسخ: «اطف» بغير ياء. ‌و‌ القاعده ان‌ يكتب: «اطفى» بياء هى الهمزه. لانها من‌ اطفا يطفى بهمزه الاخر. ‌و‌ الشوق ‌و‌ الاشتياق: نزاع النفس الى الشى ء. يقال: شاقنى الشى ء يشوقنى، من‌ باب قال. يعنى ‌و‌ فرونشان از‌ او‌ گرمى شوق ‌و‌ آرزومندى او‌ را- به‌ دنيا يا‌ به‌ مشتهيات خود. چه، هر‌ كس مشتاق چيزى شود، لازم دارد كه‌ حرارتى عارض او‌ شود. «و اجره من‌ غم الوحشه». فعل امر من‌ الاجاره. يعنى: ‌و‌ پناه ده‌ او‌ را‌ از‌ اندوه ‌و‌ غم وحشت. «و انسه ذكر الاهل ‌و‌ الولد». فراموش گردان او‌ را‌ ياد كردن اهل خانه او‌ ‌و‌ فرزند او.
«و اثر له حسن النيه». آثره: اكرمه. ‌و‌ آثر: اختار.
يعنى: گرامى دار او‌ را‌ ‌و‌ برگزين او‌ را‌ به‌ حسن نيت- كه‌ هر‌ قصدى كه‌ كند خوب باشد. «و توله بالعافيه». اى: انصره متلبسا بالعافيه. ‌و‌ العافيه كلمه جامعه لانواع خير الدارين، من‌ الصحه فى الدنيا ‌و‌ السلامه فيها ‌و‌ فى الاخره. يعنى: يارى ده‌ او‌ را‌ در‌ حالتى كه‌ متلبس باشد به‌ عافيت. «و اصحبه السلامه». ‌و‌ مصاحب او‌ كن سلامت بودن از‌ آفات را. «و اعفه من‌ الجبن». بهمزه القطع، على ان‌ يكون افعالا من‌ العفو. اى: اجعله عافيا- اى: تاركا- من‌ الجبن. قال صاحب المقاييس: هذا التركيب يدل على الترك، الا ان‌ العفو على ترك عقوبه من‌ استحقها ‌و‌ الاعفاء على الترك مطلقا. ‌و‌ منه: اعفاء اللحيه، ‌و‌ هو ترك قطعها ‌و‌ توفيرها، ‌و‌ قولهم: اعفنى من‌ الخروج معك، اى: دعنى ‌و‌ اتركنى. ‌و‌ منه حديث محاكمه عمر ‌و‌ ابى بن‌ كعب الى زيد بن‌ ثابت فى الحائط: «و ان‌ رايت ان‌ تعفى اميرالمومنين من‌ اليمين فاعفه». قال المطرزى فى المغرب: ‌و‌ اعفاه من‌ الجبن، اى: براه منه ‌و‌ عافاه. يعنى: دور گردان او‌ را‌ از‌ بددلى. «و الهمه الجراه». ‌و‌ در‌ دل او‌ انداز دليرى را. «و ارزقه الشده». بفتح الشين ‌و‌ كسرها. اما الاول فبمعنى الحمله فى الحرب. من‌ قولهم: شد
عليه فى الحرب يشد شدا، اى: حمل عليه. ‌و‌ اما الثانى فبمعنى القوه ‌و‌ الجلاده فى البدن ‌و‌ العقل. ‌و‌ قد شد يشد شده، اذا كان قويا. قاله ابن الاعرابى. (يعنى:) ‌و‌ روزى كن او‌ را‌ حمله بردن در‌ جنگها- يا: شدت ‌و‌ قوت بدن ‌و‌ عقل. «و ايده بالنصره. ‌و‌ علمه السير ‌و‌ السنن». «السير ‌و‌ السنن» جمع السيره، ‌و‌ هى الطريقه. يقال: سار بهم سيره حسنه. ‌و‌ السنه ايضا بمعنى الطريقه. ‌و‌ العطف للتفسير. ‌و‌ المراد هنا تعليم احكام الجهاد بطريق الشرع. (يعنى:) ‌و‌ قوت ده‌ او‌ را‌ به‌ يارى كردن. ‌و‌ دانا گردان او‌ را‌ سيرتها ‌و‌ طريقه هايى نيكو از‌ احكام جهاد به‌ طريق شرع. «و سدده فى الحكم». التسديد: التوفيق للسداد- بالفتح- ‌و‌ هو الصواب ‌و‌ القصد من‌ القول ‌و‌ العمل. (يعنى:) ‌و‌ توفيق ده‌ او‌ را‌ به‌ راستى ‌و‌ صواب در‌ حكم. «و اعزل عنه الرياء». يقال: عزله عن العمل، اى: نحاه عنه فعزل. يعنى: ‌و‌ دور كن او‌ را‌ از‌ ريا يعنى كارى براى مردم كردن نه به‌ جهت رضاى خدا. «و خلصه من‌ السمعه». يقال: فعل ذلك رياء ‌و‌ سمعه، اى ليراه الناس ‌و‌ يسمعه من‌ غير ان‌ يكون قصد
به القربه. ‌و‌ فى الحديث: «من سمع الناس بعمله، سمع الله به‌ سامع خلقه». ‌و‌ روى بعضهم: اسامع خلقه. قال ابوعبيده: يقال: سمعت الرجل تسميعا، اذا نوهت به‌ ‌و‌ شهرته. فمن رواه «سامع خلقه»- برفع العين- اراد سمع الله الذى هو سامع خلقه، جعل سامع من‌ نعت الله تبارك ‌و‌ تعالى. المعنى: فضحه الله. ‌و‌ من‌ روى «اسامع خلقه» منصوبا، فهو جمع اسمع. يقال: سمع ‌و‌ اسمع. ‌و‌ اسامع جمع الجمع. يريد ان‌ الله تبارك ‌و‌ تعالى يسمع اسماع خلقه بهذا الرجل يوم القيامه. ‌و‌ يحتمل ان‌ يكون اراد ان‌ الله يظهر للناس سريرته ‌و‌ يملا اسماعهم بما ينطوى عليه من‌ خبث السرائر، جزاء لفعله. كما قال فى حديث آخر: «من تتبع عورات المسلمين، تتبع الله عورته حتى يفضحه». يعنى: ‌و‌ خالص گردان او‌ را‌ از‌ سمعه- يعنى كارى كه‌ براى شنفتن مردم كند ‌و‌ ‌آن نيز مانند رياست. «و اجعل فكره ‌و‌ ذكره ‌و‌ ظعنه ‌و‌ اقامته فيك ‌و‌ لك». الظعن: خلاف الاقامه. (يعنى:) ‌و‌ بگردان فكر ‌و‌ انديشه ‌ى‌ او‌ را‌ ‌و‌ ياد كردن ‌و‌ سفر كردن ‌و‌ ايستادن او‌ را‌ در‌ راه تو‌ ‌و‌ از‌ براى تو. يعنى هر‌ چه كند موافق رضاى تو‌ بوده باشد.
«فاذا صاف عدوك ‌و‌ عدوه، فقللهم فى عينه، ‌و‌ صغر شانهم فى قلبه». پس‌ هر‌ گاه صف بندد دشمنان دين تو‌ ‌و‌ دشمنان خود، پس‌ اندك گردان دشمنان را‌ در‌ چشم او، ‌و‌ كوچك ساز ‌و‌ حقير وانما حال ايشان را‌ در‌ دل او. «و ادل له منهم. ‌و‌ لا‌ تدلهم منه». الاداله: الغلبه. ‌و‌ الدوله: الانتقال من‌ حال البوس ‌و‌ الضر الى حال الغبطه
و السرور. يقال: ادال الله فلانا من‌ فلان، اى: جعل له الدوله عليه. قال ابو عمرو ابن العلاء: الدوله- بالضم- فى المال. ‌و‌ الدوله- بالفتح- فى الحرب. ‌و‌ قال عيسى ابن عمر: كلتاهما يكون فى الحرب ‌و‌ المال سواء. ‌و‌ ادالنا الله من‌ عدونا، من‌ الدوله. ‌و‌ الاداله: الغلبه. يقال: اللهم ادلنى على فلان، اى: انصرنى عليه. يعنى: غالب ساز او‌ را‌ بر‌ ايشان. ‌و‌ مگردان ايشان را‌ غالب بر‌ او. «فان ختمت له بالسعاده، ‌و‌ قضيت له بالشهاده، فبعد ان‌ يجتاح عدوك بالقتل». الاجتياح:- بالجيم اولا ‌و‌ الحاء المهمله اخيرا-: الاستيصال. من‌ الجايحه، ‌و‌ هى الافه التى تهلك الثمار ‌و‌ الاموال. ‌و‌ كل‌ مصيبه عظيمه ‌و‌ فتنه مبيره جايحه. يعنى: پس‌ اگر خاتمه ‌ى‌ عمل ‌آن غازى ‌و‌ مجاهد كرده باشى به‌ سعادت ‌و‌ نيكبختى، ‌و‌ حكم كرده باشى از‌ براى او‌ به‌ رسيدن به‌ درجه ‌ى‌ شهادت، پس‌ بعد از‌ ‌آن بوده باشد كه‌ هلاك كرده باشد ‌و‌ مستاصل ساخته باشد ‌و‌ از‌ بيخ بركنده باشد دشمنان تو‌ را‌ به‌ كشته شدن. «و بعد ان‌ يجهد بهم الاسر». اى: يبلغ بهم الاسر غايته. ‌و‌ فى نسخه ابن ادريس بدل «يجهد بهم»: «يديخهم»- بالدال المهمله ‌و‌ الخاء المعجمه، على ان‌ يكون افعالا من‌ الدوخ- اى: يذلهم. من: داخ لنا فلان. اى: ذل ‌و‌ خضع. ‌و‌ على روايه الكفعمى:«يدوخهم» على صيغه المضارع للتفعيل اى: يقهرهم. من: داخ البلاد يدوخها: قهرها ‌و‌ استولى عليها. (يعنى:) ‌و‌ بعد از‌ آنكه رسيده باشد ايشان را‌ اسير شدن به‌ غايت- يا: ذليل ‌و‌ مقهور گرداند ايشان را‌ اسيرى.
«و بعد ان‌ تامن اطراف المسلمين». ‌و‌ بعد از‌ آنكه ايمن شده باشد كناره ها ‌و‌ اطراف بلاد مسلمين از‌ اذيت كفار. «و بعد ان‌ يولى عدوك مدبرين». ‌و‌ بعد از‌ آنكه برگردند دشمنان تو‌ در‌ حالتى كه‌ روى گردانندگان باشند از‌ خوف ‌و‌ هزيمت كنندگان باشند.
«اللهم ‌و‌ ايما مسلم خلف غازيا او‌ مرابطا فى داره». يقال: خلفه يخلفه، اذا صار خليفه له. ‌و‌ المرابط، اى: الملازم لثغر العدو. يعنى: بار خدايا، هر‌ مسلمانى كه‌ نايب ‌و‌ خليفه گردد غزوات كننده اى را‌ يا‌ مرابطى را- يعنى كسى كه‌ در‌ رخنه هايى بوده باشد كه‌ ميان بلاد كفر ‌و‌ اسلام است- ‌و‌ در‌ خانه ‌ى‌ او‌ بوده باشد به‌ جهت آنكه مايحتاج خانه ‌ى‌ او‌ را‌ باز رسد. «او تعهد خالفيه فى غيبته». الخالف: الذى يستخلفه احد على اهله ‌و‌ ماله ثقه به. قاله ابو عبيده الهروى فى كتابه. (يعنى:) يا‌ تعهد كند ‌و‌ متكفل ‌و‌ ضامن شود ‌آن كسى را‌ كه‌ ‌آن غازى او‌ را‌ نايب ساخته باشد بر‌ اهل خود در‌ غيبت او. «او اعانه بطائفه من‌ ماله». يا‌ يارى دهد ‌آن غازى را‌ به‌ پاره اى از‌ مال خود. «او امده بعتاد». العتاد- بكسر العين ‌و‌ فتحها-: ما‌ اعده الرجل من‌ السلاح ‌و‌ الدواب ‌و‌ آلات الحرب. (يعنى:) يا‌ مدد كند او‌ را‌ به‌ ساز راه- از‌ سلاح ‌و‌ چاروا ‌و‌ غير آن.
«او شحذه على جهاد». يقال: شحذت السكين اشحذه شحذا، اى: حددته. المراد هنا: هياه على القتال وحثه. (يعنى:) يا‌ مهيا كند ‌و‌ تحريص نمايد او‌ را‌ بر‌ قتال. «او اتبعه فى وجهه دعوه». يا‌ در‌ پى درآورد او‌ را‌ دعايى در‌ روى او. «او رعى له من‌ ورائه حرمه، فاجر له مثل اجره، وزنا بوزن ‌و‌ مثلا بمثل». يا‌ نگاه دارد حرمت او‌ را‌ از‌ عقب او‌ ‌و‌ غيبت او، پس‌ اجر ‌و‌ ثواب ‌و‌ مزد ده‌ او‌ را‌ مانند اجر ‌و‌ ثواب ‌و‌ مزد ‌آن غازى ‌و‌ مرابط، همسنگ به‌ همسنگ ‌و‌ مثل به‌ مثل بى زياده ‌و‌ نقصان. «و عوضه من‌ فعله عوضا حاضرا يتعجل به‌ نفع ما‌ قدم ‌و‌ سرور ما‌ اتى به، الى ان‌ ينتهى به‌ الوقت الى ما‌ اجريت له من‌ فضلك، ‌و‌ اعددت له من‌ كرامتك». ‌و‌ عوض ده‌ او‌ را‌ از‌ كردار او‌ عوضى حاضر كه‌ زود به‌ او‌ برسد نفع آنچه او‌ را‌ پيش كرده ‌و‌ شادى ‌و‌ خوشحالى آنچه كرده تا‌ آنگاه كه‌ آخر عمر او‌ باشد به‌ آنچه تو‌ از‌ براى او‌ جارى ساخته اى از‌ فضل خود ‌و‌ مهيا كرده اى از‌ براى او‌ از‌ بزرگى ‌و‌ كرامت خود.
«اللهم ‌و‌ ايما مسلم اهمه امر الاسلام». اى: اقلقه ‌و‌ احزنه. يعنى: بار خدايا، هر‌ مسلمانى كه‌ اندوهگين سازد ‌و‌ بى آرام گرداند او‌ را‌ امر اسلام- از‌ ضعف ‌و‌ بدى حال مسلمانان.
«و احزنه تحزب اهل الشرك عليهم». التحزب: الاجتماع ‌و‌ التقويه. ‌و‌ منه: يوم الاحزاب، ‌و‌ هو يوم الخندق. لان الكفار تحزبوا- اى: تجمعوا- على اهل المدينه. ‌و‌ فى النهايه الاثيريه: يريد ان‌ يحزبهم، اى: يقويهم. (يعنى:) ‌و‌ به‌ حزن ‌و‌ اندوه آورد ‌آن مسلمانان را‌ فراهم آمدن اهل شرك ‌و‌ استيلا ‌و‌ قوت ايشان بر‌ اهل اسلام. «فنوى غزوا، او‌ هم بجهاد». هم، اى: قصد. (يعنى:) پس‌ عزم كرد ‌و‌ در‌ دل گرفت جنگ كافران رفتن را‌ ‌و‌ قصد كرد جهاد كردن با‌ كفار را. «فقعد به‌ ضعف او‌ ابطات به‌ فاقه». الفاقه ‌و‌ الخصاصه ‌و‌ الاملاق ‌و‌ المسكنه ‌و‌ المتربه واحد. قاله الهمدانى. (يعنى:) پس‌ بنشاند ‌و‌ بازداشت او‌ را‌ از‌ جنگ كردن ضعفى، يا‌ باز پس‌ افكند او‌ را‌ فاقه ‌و‌ احتياج ‌و‌ درويشى. «او اخره عنه حادث، او‌ عرض له دون ارادته مانع، فاكتب اسمه فى العابدين. ‌و‌ اوجب له ثواب المجاهدين. ‌و‌ اجعله فى نظام الشهداء ‌و‌ الصالحين». كلمه «دون» هنا بمعنى عند. (يعنى:) يا‌ باز پس‌ داشت او‌ را‌ حادثه اى از‌ حوادث، يا‌ عارض شد ‌و‌ پيش آمد او‌ را‌ نزد اراده ‌ى‌ او‌ جنگ رفتن را‌ مانعى، پس‌ بنويس نام او‌ را‌ در‌ جمله ‌ى‌ عبادت كنندگان. ‌و‌ واجب گردان ‌و‌ لازم ساز از‌ براى او‌ ثواب جهاد كنندگان. ‌و‌ منتظم ساز او‌ را‌ در‌ رشته ‌ى‌ شهيد شدگان ‌و‌ صالحان.
«اللهم صل على محمد عبدك ‌و‌ رسولك ‌و‌ آل‌ محمد، صلاه عاليه على الصلوات، مشرفه فوق التحيات، صلاه لا‌ ينتهى امدها ‌و‌ لا‌ ينقطع عددها، كاتم ما‌ مضى من‌ صلواتك على احد من‌ اوليائك». يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد كه‌ بنده ‌ى‌ تو‌ ‌و‌ فرستاده توست بر‌ خلقان تو‌ ‌و‌ بر‌ آل‌ محمد رحمتى بلند مرتبه بر‌ همه ‌ى‌ رحمتها ‌و‌ مشرف بر‌ فوق ستودنها، رحمتى كه‌ منتهى نشود نهايت ‌آن ‌و‌ منقطع نشود شماره ‌ى‌ آن، تمامتر آنچه گذشته از‌ رحمتهاى تو‌ بر‌ يكى از‌ اوليا ‌و‌ دوستان تو. «انك المنان الحميد المبدى المعيد الفعال لما تريد». المنان، اى: المعطى ‌و‌ المنعم. ‌و‌ منه:(فامنن او‌ امسك بغير حساب)، اى: اعط ‌و‌ انعم على من‌ تريد ‌و‌ امنع من‌ تريد من‌ الناس ‌و‌ لا‌ تحاسب يوم القيامه على ما‌ تعطى ‌و‌ تمنع. ‌و‌ قيل: المنان الذى يبتدى بالنوال قبل السوال. ‌و‌ المن على ضربين. الاول ما‌ يوصف البارى سبحانه به. يعنى انه لا‌ يمن اهل الجنه بالثواب الذى استوجبوه. ‌و‌ منه قوله:(لهم اجر غير ممنون). ‌و‌ منه قوله: «لا تزوجن حنانه ‌و‌ لا‌ منانه». هى التى يزوجها الرجل بمالها فهى ابدا تمن على زوجها. ‌و‌ هى المنون ايضا. ‌و‌ منه: المنه تهدم الصنيعه. ‌و‌ الحميد هو الذى استحق الحمد بفعاله فى السراء ‌و‌ الضراء ‌و‌ الشده ‌و‌ الرخاء. المبدى هو الذى ابدا الاشياء اختراعا. ‌و‌ المعيد هو الذى اعاد الخلق بعد الحياه الى الممات ثم يعيدهم بعد الممات
الى الحياه، لقوله تعالى: (و كنتم امواتا فاحياكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم اليه ترجعون). ‌و‌ لقوله تعالى: (انه هو يبدى ‌و‌ يعيد). يعنى: به‌ درستى كه‌ تويى نعمت دهنده ‌و‌ ابتدا مى كنى به‌ بخشيدن پيش از‌ سئوال كردن. ‌و‌ تويى ستوده شده در‌ جميع حالات- هم در‌ حال آسانى ‌و‌ هم در‌ حال سختى- ‌و‌ پديد آورنده اى چيزها را‌ از‌ كتم عدم به‌ صحراى وجود، ‌و‌ بازگرداننده اى مخلوقات را‌ بعد از‌ موت به‌ حيات، ‌و‌ بعد از‌ حيات به‌ موت. كننده اى مر آنچه خواهى.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

متن عربی حکمت نهج البلاغه فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: فَإِذا کانَ ذلِکَ ضَرَبَ يَعْسُوبُ الدِّينِ ‏بِذَنَبِهِ‏، فَيَجْتَمِعُونَ إِلَيْهِ کَما يَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِيفِ. قالَ السَّيد الشَريف: يَعْسُوبُ الدِّينِ: السَّيِّدُ الْعَظِيمُ الْمالِکُ لِأُمُورِ النَّاسِ يَوْمَئِذٍ، وَ الْقَزَعُ: قِطَعُ الْغَيْمِ الَّتِى لا ماءَ فِيها. ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

روايتي از امام (ع) اشاره به ظهور امام زمان (ع) چون آنگونه شود، پيشواي دين قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزي گرد آيند. ( (يعسوب) يعني بزرگ مسلمانان، و (قزع) يعني ابرهاي پاييزي)

ترجمه فیض الاسلام

در اين فصل بيان مي‏کنيم چند فرازي از آنچه برگزيده شده (در اين کتاب) از سخن آن حضرت عليه‏السلام که معني آن دور از فهم و به تفسير و بيان نيازمند است. در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (که از عظمت و بزرگي حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) خبر داده): چون وقت آن برسد آقاي بزرگوار و پيشواي دين (از پنهان بودن و نگراني آشکار گرديده بر مقام سلطنت و خلافت خود) مستقر و پابرجا گردد، پس (مومنين از اطراف جهان) نزد آن بزرگوار گرد آيند چنانکه پاره‏هاي ابر در فصل پائيز گرد آمده به هم مي‏پيوندد (اين فرمايش صريح است به اينکه امام زمان عليه‏السلام زنده و از دشمنان پنهان و در روي زمين سير مي‏کند و هر وقت خدا بخواهد آشکار مي‏شود، سيدرضي عليه‏الرحمه فرمايد:) يعسوب الدين يعني سرور بزرگوار و زمامدار کارهاي مردم در آن روز (و فرمايش آن حضرت ضرب بذنبه يعني امام زمان پس از نگراني پابرجا مي‏گردد، زيرا يعسوب در لغت به معني پادشاه زنبور عسل است که بيشتر از روز را به دو بالش پرواز مي‏نمايد، و چون دم به زمين گذارد حرکت و پرواز را ترک نموده مستقر مي‏شود) و قزع پاره‏هاي ابر است که (رقيق و نازک است خواه آبدار و خواه) بي‏آب و باران باشد (چنانکه لغت‏نويسان معني آن را به طوري که بيان شد ضبط نموده‏اند: و اينکه اصحاب حضرت قائم عليه‏السلام را به پاره‏هاي ابر پائيز تشبيه نموده براي آن است که پائيز اول زمستان است و ابرهاي پراکنده در آن هنگام به زودي به هم مي‏پيوندند).

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و در حديث آن حضرت است که:) چون چنين شود يعسوب دين با پيروان خود به راه افتد، پس چون ابر پاييزي گرد او فراهم آيند. (يعسوب مهتر بزرگ است که کار مردم به دست اوست، و قزع پاره‏هاي ابري است که باران در آن نيست.)
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

 

 

 

آخرهفته روابط ایران وترکیه درسایه نسل کشی ارامنه

 

آخر هفته روابط ایران و ترکیه در سایه "نسل کشی ارامنه" سپری شد!

داوود اوغلو پس از زنگ زدن به دفتر متکی ، پیگیری موضوع را به همین جا ختم نمی کند و همان روز با سفارت ترکیه در تهران و سفارت ایران در آنکارا نیز تماس می گیرد.

دولت ترکیه نسبت به اظهارات منتشره شده از حمید بقایی معاون رییس جمهوری و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران واکنش نشان داد .

به گزارش عصر ایران احمد داوود اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه روز گذشته به دلیل اظهارات بقایی درباره نسل کشی ارامنه در جنگ اول جهانی به دست امپراتوری عثمانی با منوچهر متکی همتای ایرانی خود تماس می گیرد و از او درباره اظهارات معاون رییس جمهوری ایران در همایش روز چهارشنبه  " ایران پل پیروزی " توضیح می خواهد .

روزنامه های ترکیه به نقل از "ایرنا" نوشتند که بقایی از وقایع قرن گذشته روی داده بین ترک ها و ارمنی ها ، به عنوان "نسل کشی ارامنه" یاد کرده است ؛ اصطلاحی که ترکیه نسبت به آن حساسیت ویژه ای دارد.

روزنامه حریت ترکیه به نقل از خبرگزاری ایرنا بخشی از اظهارات بقایی در همایش ایران پل پیروزی درباره موضوع نسل کشی ارامنه را چنین نقل کرده است : " صد سال پیش امپراتوری عثمانی علیه بخش بزرگی از جامعه  ارامنه ساکن در این امپراتوری مرتکب نسل کشی شد ".

روزنامه حریت ترکیه به نقل از احمد داوود اوغلو می نویسد که منوچهر متکی در گفتگوی تلفنی با داوود اوغلو با اشاره به اینکه موضوع همایش مزبور اساسا درباره جنگ جهانی دوم بوده و ارتباطی به جنگ اول جهانی اول نداشته ، به همتای ترک خود اطمینان می دهد که موضع ایران درباره موضوع کشتار ارامنه همان موضع سابق بوده و به موضع دولت ترکیه نزدیک است .

داوود اوغلو ، پیگیری موضوع را به همین جا ختم نمی کند و همان روز با سفارت ترکیه در تهران و سفارت ایران در آنکارا نیز تماس می گیرد.

وزیر خارجه ترکیه از سفیر خود در تهران می خواهد که از مقامات وزارت امور خارجه ایران درباره اظهارات معاون رییس جمهوری سوال کند . از این رو " کارا عثمان اوغلو " سفیر ترکیه در تهران به وزارت امور خارجه ایران رفته و موضوع را پیگیری می کند .

همچنین سفارت ایران در آنکارا در پی تماس وزارت امور خارجه ترکیه مجبور به صدور بیانیه ای می شود و با اشاره به اینکه اظهارات بقایی درست در رسانه ها نقل نشده می نویسد که منظور بقایی از اشاره به موضوع نسل کشی ارامنه صرفا تشریح وضعیت موجود در روابط ترکیه و ارمنستان بدون نتیجه گیری و قضاوت درباره موضوع نسل کشی بوده است .

همچنین روز گذشته اداره كل روابط عمومي و امور فرهنگي اجتماعي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نیز با صدور اطلاعیه ای  تاكيد كرد كه اظهارات بقايي در باره روابط دولت عثماني و ارامنه به درستي منعكس نشده است.

در اطلاعيه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آمده است: اظهارات آقاي بقايي در جريان همايش ايران پل پيروزي در رسانه هاي مختلف به درستي منعكس نشده و يا شماري از رسانه ها از اظهارات وي در خصوص مسايل في مابين دولت عثماني و ارامنه در جريان جنگ جهاني برداشت هاي خود را منعكس كرده اند.

اين اطلاعيه تاكيد مي كند: بقايي صرفا به موضوع فوق الذكر به عنوان مطروحه بين دو كشور تركيه و ارمنستان بدون ارايه هيچگونه تحليل يا نقطه نظري خاص اشاره كرده است.

دولت ترکیه به شدت نسبت به به کار بردن واژه نسل کشی برای خشونت های منجر به کشته شدن صدها هزار نفر در سال های بین 1915 تا 1917 حساس است و معتقد است که خشونت های سال های 1915 تا 1917 سیاستی برنامه ریزی نبوده بلکه خشونت های فرقه ای و قومی بوده که قربانیانی از هر دو طرف داشته است .

روابط ایران و ترکیه در ماه های اخیر به دلیل حمایت ترکیه از موضع هسته ای ایران گرم تر از گذشته شده و ظاهرا طرف ترک انتظار ندارد ، در حالی که آنکارا از موضع ایران در موضوع هسته ای حمایت می کند ، یک مقام مسئول ایرانی در اظهارات خود از واژه نسل کشی ارامنه استفاده کند ..../تحلیل:عصرایران


ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]

ترجمه فارسی نهج البلاغه در ستايش خدا و پيامبر
سپاس خداي را که نشانه‏هاي سلطنت و بزرگي و عظمت خود را چنان هويدا کرد که ديده‏ها را از شگفتي قدرتش به حيرت‏آورده و انديشه‏ها را از خاطرها براند، تا خود را به شناخت کنه صفتش نتواند رساند، و گواهي مي‏دهم که جز خداي يکتا خدايي نيست، گواهيي برخاسته از ايمان، بي هيچ گمان و از روي اخلاص و پذيرفتن فرمان، و گواهي مي‏دهم که محمد (ص) بنده او و فرستاده اوست. او را هنگامي فرستاد که نشانه‏هاي رستگاري پنهان بود، و راههاي دين نهان. پس حق را آشکار نمود و مردم را نصيحت فرمود، و راه راست را نشان داد و به ميانه‏روي فرمان داد. درود خدا بر او و خاندان او باد.
و بندگان خدا بدانيد که خدا شما را بيهوده نيافريد، و بي سرپرستتان نداشت، و به خودتان وانگذاشت. دانست نعمتش بر شما تا چه مقدار است و نيکويي‏اش درباره‏تان در چه شمار است. پس پيروزي را از او بجوييد و براي رسيدن به رستگاري، راه او را بپوييد. از او بخواهيد و عطاي او را درخواست نماييد که نه پرده‏اي ميان شما و او آويخته است، و نه دري به رويتان بسته- و نه رشته پيوندتان گسسته-. او در هر جاست و در هر زمان، و با آدميان است و با پريان. بخشيدن در گنج او رخنه نيفکند، و عطا کردن از خزانه‏اش کم نکند. هيچ خواهنده نتواند سرمايه او را به پايان رساند.- و هر چه عطا گيرنده فراوان نعمت او بيشتر ريزان- کس مانع او نشود که به ديگري پردازد، و آوازي او را از آواز ديگر مشغول نسازد. نه بخشيدن- بر کسي- وي را مانع گرفتن نعمت- ديگري- شود، و نه خشم گرفتن - بر يکي- از رحمت آوردن- بر ديگري- مشغولش گرداند، و نه آمرزش يکي سبب شود تا ديگري را به کيفر نرساند، نهانيها آشکارها را بر او نپوشاند، و آنچه عيان است او را از آنچه نهان است جدا نگرداند. نزديک است و دور از دسترس، بالاست و با همه کس. آشکار است و نهان، و پنهان است و عيان. حساب همه با اوست نه حساب او با ديگران. آفريدگان را پديد نياورد از روي انديشه و فکرت، و از آنان ياري نخواست به خاطر رنج و ملالت.
بندگان خدا شما را سفارش مي‏کنم به ترس از خدا. ترس از خدا مهاري است- که شما را به راه سعادت درآرد، و در طريق- بندگي برپا دارد. پس خود را با رشته‏هاي استوار آن نگاه داريد، و به حقيقتهاي آن چنگ درآريد، تا شما را به زندگي خوشي که نهان است رساند، و به اقامتگاههاي فراخ کشاند، و به پناهگاههاي استوار، و منزلگاههاي پر عزت و اعتبار در روزي که ديده‏ها باز مانده است و همه جا تار، و رمه‏هاي اشتر بي نگاهدار، و در صور دمند و هر جاني برآيد از تن و هر زباني لال شود از گفتن. و کوههاي سرکشيده در هم شود و با زمين هموار، و در هم شکند سنگهاي سخت و استوار. چنانکه سنگ سخت آن سرابي را ماند لرزان، و سنگستانها زميني هموار، نه پستي و نه بلندي در آن. پس نه شفيعي که شفاعت کند، نه دوستي که بلا بگرداند، و نه پوزش خواستن سود دهد. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ خُطْبَةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ: ) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَظْهَرَ مِنْ اثارِ سُلْطانِهِ، وَ جَلالِ کِبْرِيائِهِ، ما حَيَّرَ ‏مُقَلَ‏ الْعُيُونِ مِنْ ‏عَجائِبِ‏ قُدْرَتِهِ، وَ رَدَعَ خَطَراتِ ‏هَماهِمِ‏ ‏الْنُّفُوسِ‏ عَنْ عِرْفانِ کُنْهِ صِفَتِهِ. وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ شَهادَةَ إِيمانٍ وَ إِيقانٍ وَ إِخْلاصٍ وَ إِذْعانٍ. وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أَرْسَلَهُ، وَ أَعْلامُ الْهُدى دارِسَةٌ، وَ مَناهِجُ الّدِينِ ‏طامِسَةٌ، ‏فَصَدَعَ‏ بِالْحَقِّ، وَ نَصَحَ لِلْخَلْقِ، وَ هَدى إِلَى الرُّشْدِ، وَ أَمَرَ ‏بِالْقَصْدِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ.
وَ اعْلَمُواْ عِبادَ اللَّهِ، أَنَّهُ لَمْ يَخْلُقْکُمْ عَبَثاً، وَ لَمْ يُرْسِلْکُمْ هَمَلًا، عَلِمَ مَبْلَغَ نِعَمِهِ عَلَيْکُمْ، وَ أَحْصى إِحْسانَهُ إِلَيْکُمْ، ‏فَاسْتَفْتِحُوهُ‏، وَ ‏اسْتَنْجِحُوهُ‏، وَ اطْلُبُواْ إِلَيْهِ، ‏وَ ‏‏اسْتَمْنِحُوهُ‏‏، فَما قَطَعَکُمْ عَنْهُ حِجابٌ، وَ لا أُغْلِقَ عَنْکُمْ دُونَهُ بابٌ، وَ إِنَّهُ لَبِکُلِّ مَکانٍ، وَ فِى کُلِّ حِينٍ وَ أَوانٍ، وَ مَعَ کُلِّ إِنسٍ وَ جانٍّ. لا ‏يَثْلِمُهُ‏ الْعَطاءُ، وَ لا ‏يَنْقُصُهُ‏ ‏الْحِباءُ، وَ لا ‏يَسْتَنْفِدُهُ‏ سائِلٌ، وَ لا ‏‏يَسْتَقْصِيهِ‏‏ نائِلٌ، وَ ‏لا ‏يَلْوِيهِ‏ شَخْصٌ عَنْ شَخْصٍ، وَ لا يُلْهِيهِ صَوْتٌ عَنْ صَوْتٍ، وَ لا تَحْجُزُهُ هِبَةٌ عَنْ سَلْبٍ، وَ لا يَشْغَلُهُ غَضَبٌ عَنْ رَّحْمَةٍ، وَ لا ‏تُوَلِّهُهُ‏ رَحْمَةٌ عَنْ عِقابٍ، وَ لا ‏يُجِنُّهُ‏ الْبُطُونُ عَنِ الظُّهُورِ، وَ لا يَقْطَعُهُ الظُّهُورُ عَنِ الْبُطُونِ. قَرُبَ فَنَأى، وَ عَلا فَدَنا، وَ ظَهَرَ فَبَطَنَ وَ بَطَنَ فَعَلَنَ، وَ ‏دانَ‏ وَ لَمْ يُدَنْ، ‏لَمْ‏ ‏‏يَذْرَءِ‏ الْخَلْقَ ‏بِاحْتِيالٍ‏، وَ لَا اسْتَعانَ بِهِمْ ‏لِکَلالٍ‏.
أُوصِيکُمْ عِبادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ، فَإِنَّهَا ‏الزِّمامُ‏ وَ ‏الْقِوامُ‏، فَتَمَسَّکُوا بِوَثائِقِها، وَ اعْتَصَمُوا بِحَقائِقِها، تَؤُلْ بِکُمْ إِلى ‏أَکْنانِ‏ ‏الدَّعَةِ، وَ أَوْطانِ السَّعَةِ، وَ ‏مَعاقِلِ‏ ‏الْحِرْزِ، وَ مَنازِلِ الْعِزِّ فِى ‏يَوْمٍ‏ ‏تَشْخَصُ‏ ‏فِيهِ‏ ‏الْأَبْصارُ، وَ تُظْلِمُ لَهُ الْأَقْطارُ، وَ تُعَطَّلُ فِيهِ ‏صُرُومُ‏ ‏الْعِشارِ، وَ يُنْفَخُ فِى الصُّورِ، فَتَزْهِقُ کُلُّ مُهْجَةٍ، وَ تَبْکَمُ کُلُّ لَهْجَةٍ، وَ تَذِلُّ ‏الشُّمّ‏ ‏الشَّوامِخُ‏، وَ ‏الصُّمُ‏ ‏الرَّواسِخُ‏، فَيَصِيرُ ‏صَلْدُها ‏سَراباً ‏‏رَقْرَقاً‏، وَ ‏مَعْهَدُها قاعاً ‏سَمْلَقاً، فَلا شَفِيعٌ ‏يَشْفَعُ‏، وَ لا حَمِيمٌ ‏يَدْفَعُ‏، ‏وَ ‏لا ‏مَعْذِرَةٌ ‏تَنْفَعُ‏.
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ vt2012 ]
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
جشن عروسی
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
رفع جای جوش صورت با سابسیژن
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
چگونه راننده دینگ شویم؟
روغن زالو چیست؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
تحلیل آماری
فروشگاه اسباب بازی بازیجو

لینک های مفید
آموزش مجازی | دوره آموزشی کفپوش سه بعدی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.: :.

آرشيو مطالب
لینک های مفید

|
امکانات وب